وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست…
نجمه زارع
برچسب: شکست عشقی,شکست ناپذیر 4,شکسته نستعلیق,شکست,شکستن ساروج با گازوئیل,شکستن دیوار صوتی,شکستن قفل وای فای,شکست ناپذیر 3,شکستن دل,شکست داعش,
نویسنده: محمد رضوانی